(6 رای)

از آموزش های کاربردی و حائز اهمیت که خانواده ها باید در برنامه های خود و متناسب با اقتضای آموزشی و سنی برای فرزندانشان خواه دختر، خواه پسر قرار دهند، آموزش ارتباط با جنس مخالف می باشد. قسمتی از مقتضای سن نوجوانان تمایل به جنس مخالف و برقراری تعامل و ارتباط است. بر اساس تحقیقات صورت گرفته، در سال های اولیه دوران نوجوانی، گرایش به تعامل و ارتباط با جنس مخالف بسیار کمتر به چشم می خورد. اما با گذشت زمان و به ویژه در سال های آخر دوران نوجوانی، این ارتباط و تمایل برای آنان جذابیت خاصی پیدا می کند و زمینه ایجاد عشق و عاشقی های دوران نوجوانی فراهم می گردد.

به طور کلی، شیوه خلقت انسان به صورتی می باشد که مخصوصا در سنین جوانی، جنس مخالف از جذابیت خاصی برای او برخوردار می باشد. چنانچه این تعامل به گونه مستمر و مداوم میان دختر و پسر برقرار شود، پس از گذشت مدت زمانی، به علت علاقمند شدن آنها به یکدیگر، این تعامل و ارتباط ادامه پیدا می کند. در بسیاری مواقع تعامل ایجاد شده از جنبه معقولی و منطقی فرا رفته و طرفین به گونه ای عاشق و شیفته یکدیگر شده که دیگر هیچگونه عیب و معایبی برای طرف مقابل متصور نیستند.

دوستی با جنس مخالف

اگرچه در اثر تعامل ایجاد شده عشق و علاقه شکل گرفته است. اما ریشه اصلی آن به غریزه جنسی بر می گردد و با معیارهای و ملاک های عرفی، منطقی و عقلانی فاصله بسیاری دارد. از آنجایی که ارتباط با جنس مخالف یا به عبارتی دوستی با جنس مخالف تحت تاثیر فرهنگ ریشه دار و اصیل دینی ما پذیرفته نشده است، به تبع آن آموزش های لازم و کاربردی و مفید نیز در اختیار نوجوان ها قرار نمی گیرد.

پیشنهاد می کنیم بخوانید: خودپنداره با عملکرد جنسی ما چه می کند؟

چرا ارتباط با جنس مخالف؟

همان طور که اشاره شد، به دلیل عدم ارائه آموزش های لازم در مقوله ارتباط با جنس مخالف و عدم پذیرش آن، نگاه و دیدگاه بسیاری از خانواده ها و متولیان محیط های آموزشی مانند مدارس به این مقوله همراه با آزارهای مختلف جسمی و روانی برای فرد می باشد. نتیجه این امر شکل گیری تماس های پنهانی و به خلوت سوق پیدا کردن دوستی با جنس مخالف است.

در این شرایط، عصیانگری، خشم و رنج نسبت به بزرگ ترها در وجود نوجوان یا جوان بروز پیدا می کند و زمینه ساز ایجاد آسیب های اخلاقی و روانی بویژه برای دختران می گردد. بدون تردید، صمیمیت، دوستی و ارتباط با جنس مخالف در طی دوران نوجوانی بسیار مهم و حائز اهمیت می باشد. در ادامه این روند و در سال های میانی نوجوانی با شکل گیری گروه های پسر و دختر همسال و جذابیت آن، پیوند دوستی با جنس مخالف رشد و گسترش می یابد.

ارتباط با جنس مخالف

با عمیق شدن این تعامل و ارتباط و متبلور شدن رابطه عاشقانه، مرحله قرار ملاقات گذاشتن با یک فرد غیر همجنس آغاز شده و در برخی مواقع تا مرحله ازدواج نیز ادامه پیدا می کند. اگرچه نوجوانان برای تعامل داشتن با جنس مخالف با فشارهای زیادی مواجه هستند، اما تمایل و  ارتباط با جنس مخالف به ویژه در این سنین، یک فرآیند طبیعی و سالم به شمار می رود.

علل و انگیزه های ارتباط با جنس مخالف

بطور کلی، انگیزه های گوناگونی در مقوله ارتباط با جنس مخالف دخالت دارد. کسب شناخت برای ازدواج، یکی از این علت ها محسوب می شود. هدف اغلب قریب به اتفاق جوانان مخصوصا دختران از گرایش و تعامل با جنس مخالف، بدست آوردن اطلاعات کافی و شناخت بهتر فرد به منظور گزینش آگاهانه و عاقلانه برای ایفای نقش همسر آینده به شمار می رود.

آنها معتقدند که شناخت شخصیت فرد بوسیله تعامل و دوستی، بیش از پیش میسر می گردد و در صورت برخورداری از شرایط لازم و شناخت کافی، گزینه مناسبی به عنوان شریک زندگی و همسر آینده محسوب می شود. انگیزه جنسی، از دیگر علل موجود در این زمینه می باشد. این عامل در پسران به میزان بیشتری به چشم می خورد. در این حالت و در تعامل با غیر همجنس تاکید زیادی بر روابط جنسی دارند. در سوی مقابل، دختران به نشانه های عاطفی گرایش بیشتری پیدا می کنند. از انگیزه های مهم در ارتباط با جنس مخالف، تأمین نیازهای عاطفی می باشد.

افرادی که در خانواده های خود کم توجهی و بی محبتی می بینند یا وضعیت خانوادگی آنها نابسامان بوده و از شرایط اجتماعی و روانی موجود ناراضی می باشند، به منظور جبران کمبود محبت به سمت تعامل و دوستی با جنس مخالف سوق پیدا می کنند. کسب وجهه اجتماعی از دیگر علل مهم در این مقوله محسوب می شود. دختران داشتن تعامل با غیر همجنس را به عنوان یک جاذبه اجتماعی و فردی می دانند. در مقابل پسران، تعامل با جنس مخالف را نوعی قدرت اجتماعی قلمداد می نمایند. از سوی دیگر، افراد به دلیل اینکه در هنگام قرار گرفتن در جمع های دوستانه به عنوان فردی بی جرأت و بی عرضه تصور نشوند یا به منظور تحسین، به سمت ارتباط با جنس مخالف گرایش پیدا می کنند.

عشق

نقش خانواده در مقوله ارتباط با جنس مخالف

نقش پر رنگ و برجسته خانواده، بویژه مسئولیت پدر و مادر در ارائه آموزش های اصولی و صحیح در مقوله ارتباط با جنس مخالف را نمی توان نادیده انگاشت. چنانچه خانواده ها آگاهی کافی و لازم از نقش کلیدی و مسؤولیت خود در مقابل فرزندان داشته باشند، قادر خواهند بود علاوه بر ارائه الگوهای صحیح رفتاری به فرزندان، هویتی پویا و در عین حال سالم برای آنها به ارمغان آورند.

خانواده ها باید آگاهی مناسب از نیازهای روحی و عاطفی اولاد خود داشته و با استفاده از روش های صحیح، در جهت برآورده ساختن این نیازها اقدام نمایند. هنگامی که والدین به یاری فرزندان برای دستیابی به هویتی سازنده، مثبت و سالم نشتابند، فرزندان علاوه بر روبرو شدن با خلاء وجودی و هویتی آشفته، برای رها شدن از این سرگشتگی و بحران هویت و همچنین کاهش اضطراب، به سمت ارتباط با جنس مخالف روی می آورند تا بدین وسیله آرامش و آسایش مورد نظر خود را بازیابند.

تبعات و آثار زیان بار ارتباط با جنس مخالف

چنانچه ارتباط با جنس مخالف از دایره دستورات دینی، عرف و اخلاقیات خارج باشد، غرق شدن در گرداب شهوت و از بین رفتن کرامت انسانی را با خود به همراه دارد. افزایش چشمگیر اضطراب و التهاب و کاهش آرامش روانی، از دیگر تبعات مهم در این زمینه به شمار می رود. این قبیل روابط همواره با عدم دستیابی به آرزوها و احساس محرومیت همراه است که نتیجه آن به وجود آمدن بیماری های روانی و اختلالات روحی می باشد. از دیگر تبعات زیان بار ارتباط با جنس مخالف می توان آلوده شدن به گناه، تنوع طلبی و افتادن در مسیر فساد و تباهی را عنوان نمود.

نگارنده: مهرداد ابراهیمی

مرکز مشاوره فکر بکر

جهت کسب اطلاعات بیشتر و مشاوره حضوری در مورد «علل و انگیزه های ارتباط با جنس مخالف» می توانید با شماره های زیر تماس بگیرید:

لطفا در صورت شنیدن بوق اشغال مجددا تلاش فرمایید...
اشتراک در شبکه های اجتماعی:
افزودن نظر:
CAPTCHA2